السيد موسى الشبيري الزنجاني

5096

كتاب النكاح ( فارسى )

مثال ششم : امرأة ارضعت ولد بنتك فصارت امّا له فهل تحرم عليك لكونها بمنزلة بنتك و ان كانت المرضعة زوجتك بطل نكاحها أم لا ؟ فمن قال بعموم المنزلة يقول : نعم و من قال بالعدم يقول : لا . اين فرع تكرار فرع ذكر شده قبل از ذكر مثال‌هاى هشتگانه است زيرا هر دو مثال براى بنتيت است هر چند موضوع آن فرع ، « امرأة ارضعت ولد بنتها » بود و موضوع اين فرع ، « امرأة ارضعت ولد بنتك » است ، در اين فرع ، مرضعه فرزند دختر مرد را شير داده است در نتيجه مرضعه ، مادر فرزند دختر مرد مىشود و مادر فرزند دختر مرد ، خود دختر مرد است ، بنابراين ، مرضعه دختر شوهر مىشود و دختر مرد از محرّمات نسبى است . و بنابر عموم تنزيل اگر اين مرد قبلًا شوهر نبوده الان حق ازدواج ندارد اما اگر اين مرد قبلًا شوهر بوده ازدواج او بقاءً باطل مىشود . و فقره و ان كانت المرضعة زوجتك بطل نكاحها به اين فرض أخير ( بطلان زوجيت بقاءً ) اشاره مىكند . مسامحه فرع ششم : لازم نيست حتما به « ولد بنتك » شير دهد بلكه اگر به ولد ابنك هم شير دهد ، اين مرضعه مادر فرزند پسر مىشود و مادر فرزند پسر شخص ، عروس آن شخص است و ازدواج با عروس از محرّمات مصاهرتى است . پس حكم به ولد بنتك اختصاص ندارد و بهتر است عبارت اين گونه اصلاح شود : ولد بنتك او ولد ابنك . . . لكونها بمنزلة بنتك او حليلة ابنك ، پس مرضعه در فرض اول به منزله بنت و در فرض دوم به منزله عروس مرد مىشود . مثال هفتم : امرأة ارضعت ولد اختك فصارت اماً له فهل تحرم عليك من جهة أن أمّ ولد الاخت حرام عليك لانها اختك ، و ان كانت المرضعة زوجتك بطل نكاحها ، ام لا ؟ فمن قال بعموم المنزلة يقول نعم و من قال بالعدم يقول : لا . زنى ، بچه خواهر مردى را شير داده است ، در نتيجه مادر رضاعى او شده است و مادر بچه خواهر ، خود خواهر است . اگر اين مرضعه قبلًا همسر اين مرد نبوده است نكاح حدوثاً جايز نيست و گرنه بقاءً باطل مىشود .